
برای خیلی ها جای تعجب دارد. حتی برای خیلی های دیگر هم. که چطور اینقدر عاشقت شده ایم. نه نه ببخشید که چطور اینقدر عاشقمان کرده ای؟
عشق تو از این عشق های الکی نیست که. ما از وقتی چشم باز کردیم در قاب تلوزیون تو را دیده ایم. از بین امواج رادیو صدای تو به گوش هایمان رسید. کوچک که بودیم آهنگ مهربان صدایت وقتی که از حق حرف میزدی وقتی که از مبارزه میگفتی لالایی شب هایمان بود. کودک نوپا شدیم، آن موقع ها چیزی از حرف هایت نمی فهمیدیم ولی همان لحن با صلابت و مهربان صدایت کافی بود تا مجذوبمان کند و میخ کوب. بزرگ تر شدیم نوجوانی پر از حس و شور، باز هم تو را دیدیم که از اشداء علی الکفار و رحماء بینهم میگفتی، سرمان پر از فکر بود دنبال حرف هایت رفتیم و چه چیز ها از تاریخ فهمیدیم.
بیشتر قد کشیدیم...
همچنان با همان شور نوجوانی و انقلاب جوانی دنبال حرف هایت بودیم. منتظر می نشستیم تا بیایی در قاب تلوزیون و برایمان حرف های خوب خوب بزنی، بیایی و از حقیقت بگویی از این که ظلم پایدار نخواهد ماند ظالم عاقبت سرنگون خواهد شد. از این که ما جوان ها باید شجاع باشیم. همین که ما را خطاب صحبتت قرار میدادی می خواستیم پر در بیاوریم از شوق. ما نوزادان درون گهواره ای که روزی با صدای تو می خوابیدیم حالا مخاطب حرف هایت قرار گرفته بودیم و سرباز چه چیز بیشتر از این میخواهد از فرمانده اش ؟
ما بین حرف ها و ایدئولوژی ات غرق گشتن بودیم که چشممان افتاد و دیدیم چقدر از گذشته ها تکیده تر شده ای. چیزی درون قلبمان پایین ریخت و فکری را که از ذهنمان گذشت به آتش کشیدیم و هر روز برایت چهار نوبت دعای عافیت خواندیم که سایه ات بالای سرمان باشد تا هستیم تا وقتی آقای همه مان بیاید.
همه با تعجب و کمی تمسخر قاطی اش نگاهم میکنند وقتی که در قاب مربعی تلوزیونمان ظاهر می شوی و من نا خودآگاه تمام قد از جایم بلند می شوم. بگذار دیگران هرچه که میخواهند بگویند ماه من، فدای یک تار موی سپید شده ات در راه این مردم و این انقلاب. بگذار مرا دیوانه خطاب کنند، باکی نیست
در این بزم هر که رسوا تر سر بلند تر.
هر که عاشق تر رو سپید تر.
ما حرف هایت را شنیدیم.
به حرف هایت ایمان آوردیم.
آن روز که رهبری ات را پذیرفتیم قول دادیم که حرفت را گوش بدهیم و به آن عمل کنم.
این تبعیت کورکورانه نیست.
این تبعیت اجباری نیست.
ما به رهبرمان ایمان آوردیم.
بعد عاشقش شدیم.
و حالا عاشقانه به حرفش گوش میدهیم...
#امضاء_دختر_کوچک_پدر
شعر نوشت:
تو را خطاب مي کنم به رغم انتقادها
امید پا برهنه ها ، امام بی سواد ها
تو دست خود نهاده اي به دست هاي آسمان
فداي دست خط تو تمام مير عماد ها
سیدتقی سیدی
پی نوشت:
ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم در ره عشق جگردار تر از صد مردیم
هر زمان شور خمینی به سر افتد ما را، دور سید علی خامنه ای میگردیم...
ما را در سایت تلنگر ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 163