یک جای گرم و راحت برای محبت

خرید بک لینک


روزی که مُردم
تمام کتاب هایی که دوست دارم را بدهید به جوانی که تنهایی را زندگی کرده و بویِ خوشِ ورق های نو کتاب را میفهمد.
عروسک هایم را به دختر بچه ای ببخشید که هر صبح به عروسک هایش صبح بخیر می گوید، و با تمام دخترانگی اش آن ها را در آغوش میگیرد.
خودکارهایم را به دست غمگین ترین نویسنده ی این شهر که آخرین برگِ داستانش را مچاله کرده و به سطل زباله هدیه میکند برسانید و به او بگویید هیچ رویای ممنوعی در جهان وجود ندارد.

و اما دفترم؛

دفترم را به شعله های هیزم یک چوپان پیشکش کنید.

در دنیای شما کسی نیست که معنیِ سطر سطر سکوتِ داخلش را بفهمد...


پی نوشت :

هیچ جای دنیا همین گوشه ی مهربانِ اتاقِ آدم نمی شود :)

نصفِ بیشترِ کتاب های محبوبم دست این و اونِ از جمله قیدار و منِ اویِ جانم :(

تلنگر ......

ما را در سایت تلنگر ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 15:20

صفحه بندی