دستِ سنگینِ روزگارِ بی |تو| بودنم،
پیاپی سیلی های محکمش را بر سرخی گونه های قلبم فرود می آورد
و تو نیستی ...
و تو نمی آیی ...
که دستِ این روزگار را قلم کنی ...
پ.ن:
بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار
فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست ...
عماد خراسانی
ما را در سایت تلنگر ... دنبال میکنید
برچسب: مابی تو خسته ایم,ما بي تو خسته ايم,شعر ما بی تو خسته ایم,مابی تو خسته ایم تو بی ما چگونه,ما بی تو خسته ایم تو بی ما چگونه ایی, نویسنده: بازدید: 26