از من می شنوید اگر روزی دری به تخته ای خورد و مزدوج گشتید و بعدش تصمیم گرفتید مادر یا پدر یک دختر باشید اولین چیزی که به دخترتان یاد میدهید این باشد که داد بزند ...
همه تلاشتان را هم در این امر متمرکز نکنید که به دخترتان یاد بدهید دختر خوب، دختری هست که ساکت و صبور باشد .
اصلا خدا این حنجره و تار های صورتی را با این حجم از انعطاف و توانایی آفرید که چی ؟
که وقتی سوار بی آرتی تا سقف پر هست و اتوبوس به ایستگاه مورد نظرش می رسد و سکو اینقدر پر است که جا برای یک پایش هم نیست حتی، چه برسد به کلِ خودش به انضمام کوله پشتی پر ازکتاب و دفترش و تصمیم میگیرد برای جلوگیری از آزار دیدن افراد کیپ تا کیپ ایستاده روی سکو از آن فاصله باریک باقی مانده بین بی آر تی و سکو خودش را به مسیر مورد نظرش برساند و یک خانوم نسبتا متشخص که خیلی هم احساس زرنگ بودن میکند خیلی ریلکس آن همه آدم منتظر ایستاده بالای سکو را نادیده میگیرد و درست از همان قسمت باریک که یک پا به زور جا میشود داخلش با وجود اینکه دوتا چشم خدادادی دارد کله میکند و شاخ به شاخ او می آید و خیلی ریلکس میگوید: میخوام برم سوار شم خانوم برو کنار کار دارم. و اویی را که حتما گمان کرده یک بی کارِ علاف هست که کله سحر با بی آرتی تا دماغ پر به قصد دور دور و تفریح آمده گشتی داخل شهر بزند را ، مجبور میکند در آن دو وجب جا تمام مسیر را برگردد تا خودش به راحتی سوار شود و برود و به کارش برسد، جای سکوت و به هر بدبختی که شده راه باز کردن داد بزند .
باید به دخترتان یاد داده باشید داد زدن را تا در چنین مواقعی با یک داد معمولی (بلند هم نه) جای انجام تمام مراحل بالا مسیری را که باید میرفته برود .
به دخترتان داد زدن را یاد بدهید
نگذارید از صدای بلند بترسد
ببریدش کوه و بگذارید داد زدن را برای موقع لازمش یاد بگیرد ...
ما را در سایت تلنگر ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 5